اصلاح طلبان به کما نروند
اصلاح طلبان ، یا همان تفکر شکل گرفته در دوم خرداد سال 76 ،که به مدت 8 سال بخشی از مدیریت کشور را بر عهده داشتند، پس از انتخابات مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم، با شکستی مواجه شدند که به رغم گذشت یک سال از پیروزی اصول گرایان ، گویی هنوز در کما به سر می برند، و در مورد تحولات و رخدادهای سیاسی و اجتماعی کشور کمتر اظهار نظر می کنند که این رویه نیز ، یکی دیگر از ضعف های درون جبهه اصلاحات در روند حیات سیاسی آن است .
نمی توان پذیرفت که تفکر اصلاحات در جامعه مرده است، چرا که تفکر اصلاحات و اصلاح طلبی با انقلاب اسلامی متولد شده و همچنان باید در راه اعتلای نظام اسلامی راه بپیماید، اما سکوت در برابر وقایعی که این روزها رخ می نماید جایز نیست و یکی دیگر از اشتباهات به حساب می آید .
جبهه اصلاحات دامنهء وسیعی از اندیشه و تفکر دینی و جامعه شناختی سیاسی و اجتماعی دارد که فروگذاری از این مسئولیت خطای دیگری را رقم خواهد زد .
جبهه اصول گرایان در کشور علیرغم اینکه در دو انتخابات ریاست جمهوری هفتم و هشتم شکست خود ، توانست با اتکاء به نیروهای موءمن و فداکار و با ایمان و اعتقاد راسخ به هدف خویش ، دوباره پیروز شود و در جبهه ای با حضور طیف وسیعی از آحاد ملت ایران دو باره ظهور پیدا کند و بیرق پیروزی را بر افرازد ، اما جبهه اصلاحات امروز چنان در شک شکست به سر می برد که گویی می خواهد با سکوت و عدم موضع گیری های سیاسی و اجتماعی به اهداف و آرزوهای خود برسد ، در حالی که دلمردگی و یاس ، مهمترین ابزار " نیستی " انسان و یا همان " عدم وجود " به حساب می آید و موءمنی که از ایمان و عقیده خویش دفاع نکند و باری به هر جهت باشد در واقع از هستی ساقط است و راه فلاح وپیروزی را هرگز نخواهد پیمود .
سران جبهه اصلاحات مقابل نیروهای طرفدار انقلاب قرار ندارند، بلکه از وجههء انقلابی نیز بر خوردارند و در برابر تحولات و تهدیدهای جهانی مسئولیت دارند و به هیچ روی جایز نیست که سکوت را بر گزینند .
سران جبهه اصلاحات ، امروزه حتی فرصت این را نیز دارند که که به نقد عملکرد مثبت و منفی خود در طول هشت سال دولت خاتمی بپردازند، چه آن که، اگر معتقدیم سیاست ها و برنامه های این جبهه در طول مدت فوق با موانع بزرگی همراه بوده است،که بوده ، پس مطلب برای گفتن بسیار است، اکنون زمان غفلت نیست و جبهه اصلاحات نیز با گرایش های مذهبی و عقیدتی ، فرصت باز خوانی برنامه های خود را دارد و نباید از گفتمان های موءثر در پیشبرد انقلاب اسلامی دوری گزیند، جبهه اصلاحات باید به اشتباهات خود اعتراف کند و با گفتمان خویش به نقد افکار مدیریتی و اصلاح طلبی خویش بپردازد و زمینه روشن فکری را در جامعه تقویت سازد و تأثیر پذیری خود را بر افکار عمومی بار دیگر بیازماید.
یکی دیگر از بزرگترین اشتباهات جبهه اصلاحات در بدو پیروزی و استقرار پس از دوم خرداد ، نامهربانی سران این جبهه با اکبر هاشمی رفسنجانی بود که این خطا ، همهء اهداف جبهه اصلاحات را به انحراف برد و توان آن را مضمحل ساخت و تأثیر پذیری آن را خنثی کرد و پیشبرد اهداف آن را با بن بست مواجه ساخت .
جبهه اصلاحات که با دست توانمند اقشار مختلف جامعه ایجاد شد و هشت سال استمرار یافت ، در نگاهی عجولانه به ساختار سیاسی کشور بر آن بود تا اصلاحات را در عرصه مدیریتی دنبال نماید و نخبگان را در جهت اهداف اساسی انقلاب هدایت کند ،اما همین نگاه موجب فراموشی قشر متوسط جامعه و در نتیجه فاصله گرفتن آن ها از تفکر اصلاح طلبان گردید و در نتیجه دنباله این سیاست عقیم ماند و با عدم اقبال عمومی مواجه شد .
اکنون نیز غفلت از نقد سیاست ها و برنامه های اجرایی کشور ، موجب زیان های اقتصادی ، سیاسی،اجتماعی و فرهنگی خواهد شد که شاید جبران آن ، سال ها زمان بطلبد و سرمایه انسانی و مادی صرف کند .
بالاخره این مطلب پس از گذشت ۲۰ روز انتظار در روزنامه خراسان چاپ شد ( لینک آن ) |