سه شبکه تلویزیونی برای سه قوه
میر حسین موسوی نامزد احتمالی ریاست جمهوری نهم دو شرط اساسی از شروط خود را برای پذیرش ریاست جمهوری به این گونه اعلام کرده است که یک شبکه تلویزیونی به دولت اختصاص یابد و نیروی انتظامی کشور نیز تحت فرمان دولت و قوه مجریه قرار گیرد که شرط داشتن شبکه تلویزیونی آن توقع بی راهی نیست و بسیار هم ناچیز است ضمن آنکه برای دولت و کشور و ملت بسیار حیاتی و ضروری است و باید که دولت به عنوان قوه مجریه . حقیقتآ" از یک شبکه تلویزیونی مستقل برخوردار باشد تا بتواند فعالیت هاو اهداف و سیاست های خود را به سمع و نظر مردم برساند
من در اینجا می خواهم پیشنهاد کنم که چرا تنها قوه مجریه باید از چنین امکان و شبکه تلویزیونی اختصاصی برخوردار باشد بلکه بهتر است سه شبکه تلویزیونی برا ی سه قوه مقتنه و قضائیه و مجریه اختصاص یابد تا هریک از قوا بتوانند فعالیت ها و کارکرد های خود را به سمع و نظر مردم برسانند
در چنین صورتی است که هم عدالت رعایت خواهد شد و هم مردم ایران . قوای کشور را از سیما و فعالیت هایشان خواهد شناخت و هم قوای مذکور بیشتر و بهتر به فعالیت های مردمی و کشوری خواهند پرداخت و اینکه هیچ یک از قوای کشور کم کاری و سوء مدیریتی خود را منتسب به دیگر قوا نخواهد کرد و هم اینکه این قوا با محاسبات دقیقتری . به خدمت مردم و جامعه مبادرت خواهند کرد و هریک نیز سعی خواهد نمود که وظیفه خویش را در مقابل خواسته های ملت به احسن وجه انجام دهند و پاسخگوی ملت بزرگوار ایران باشند
) (یادداشت سیاسی)
پرداخت غرامت به مردم
سالهاست این مطلب ذهن مرا به خود مشغول داشته است که چرا دولت به انحاء مختلف از مردم غرامت میگیرد اما هیچگاه به آنان غرامت نمیپردازد و حتی هزینههای بیخردی و بیتدبیری برخی از مدیران و سیاستگذاران دستگاههای اجرایی نیز برمردم تحمیل میشود و مردم ناچار باید این هزینهها را بپردازند و قدرت مخالفت با آنها را هم نداشته باشند.
چند روز قبل روزنامهها نوشتند که از سوی یک عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی طرحی به مجلس ارائه شده است تا به منظور اعاده حیثیت از بازداشتشدگانی که پس از چندی ،بیگناهی آنان ثابت میشود غرامت پرداخت گردد.
در واقع به نظر میآید این طرح میتواند زمینه و آغازی برای شناختن حقوق ملت بزرگوار ایران در عرصههای مختلف باشد
شاید این سخن نیز مطرح شود که دولت و برنامهریزان کشور برای«سالمسازی جامعه» از متخلفان غرامت دریافت میکنند اما آنچه مشهود است در بسیاری از امور، تصمیمگیران و برنامهریزان نه تنها غرامت را به ناحق دریافت میدارند بلکه به عدم سالمسازی جامعه نیز دامن میزنند و به انحاء مختلف به جامعه و مردم خسارت وارد میکنند.
فاکتورهای بسیاری را میتوان در نظام اجتماعی، قضایی و اجرایی کشور نام برد که در آنها بار تحمل مشکلات، ضررها و خسران ها، اتلافوقتها و درگیر شدنهای بیجا و هزینه کردنهای بیمورد و تکراری تنها بر دوش مردم گذاشته میشود و کمتر کسی در پی احقاق حقوق مردم است.
اجرای بخشنامههایی که پس از چندی بیاثر میگردد و بابت آنها از مردم پول دریافت شده است، سرگردانی مردم در سیستمهای ناقص و پیچیده اداری که همهء آنها موجب وقت تلف کردن است. نواقص عمرانی شهرها و راهبندانهای بیمورد و طولانیمدت که باعث صرف هزینه از سوی شهروندان و نیز خسارت به آنان و خودروها میشود، کالاهای بیکیفیت صنعتی و مواد غذایی فاسد که وارد کشور میشود و یا در داخل به دلیل عدم نظارتهای لازم تولید و عرضه میگردد و منجر به خسارتهای مختلف و بیماریها درسطح جامعه میشود، پولهای کم و زیادی که در قالب طرحها و برنامههای سلیقهای فردی و نیز بخشنامههای ساختگی و مبهم بابت خدمات مختلف در ادارات و نیز شرکتهای خدماتی( آب، برق، گاز، مخابرات) از مردم وصول میشود و قولهایی که گاهی وزرا و مدیران اجرایی مبنی بر پرداخت خسارت به مردم میدهند و عملی نمیشود.
مشکلات متعددی که در پاسگاهها و مراکز قضایی برای مردم به وجود میآید مانند، برخوردهای قهرآمیز، خشن و تخریبکنندهء روان مردم و مسائلی که در بعضی ادارات و سازمانها به دلیل ناآشنایی برخی کارکنان با قوانین مصوب موجب سرگردانی مردم و ارباب رجوع میشود، تحمیل سلیقههای مخرب فرهنگی که با ایجاد حساسیتهای ناصحیح در جامعه منجر به نزاع و قتل میشود و تعقلگرایی و قانونمداری را از مردم میگیرد و تأخیرها در پاسخگویی به موقع به مردم در شبکههای اجرایی و... همه و همه برای این است که برخی متولیان امور، حقوق و احترام لازم را برای مردم یا شهروندان قائل نیستند و فقط به فکر پیشبرد برنامههای خود و منافع سازمانی خویش میباشند.
در صورتی که اگر مدیران و برنامهریزان کشور برای مردم و جامعه و تکتک شهروندان و مراجعهکنندگان به ادارات و سازمانها حقوق بایسته قائل باشند، بسیاری از مسائل ،خود به خود و با صرف کمترین هزینه وخسارت حل و اصلاح می شود و در جریان امور گرههای کور و حل ناشدنی به وجود نمیآید و حتی نیاز به استفاده از قوه قهریه و تعیین جرایم مختلف برای سامان دادن به امور اجتماعی نیست.
با این حال اگر چنین طرحهایی در موضوعات مختلف که برخی از آنها برشمرده شد در مجلس مطرح شده و به تصویب درآید و در مرحله اجرا نیز به طور دقیق اجرا و نظارت گردد آن وقت پنجرهای از امید به سوی عدالت باز خواهد شد و برنامهریزان کشور در همه تصمیمسازیها، حقوق مردم را مورد ملاحظه قرار خواهند داد (چاپ شده در روزنامه خراسان 15/2/83 صفحه 4)
سروش یکی از صد اثر گذار عالم است 
سروش یکی از صد اثر گذار عالم است (افراد متنفذ جهان – یکی از صد اثر گذار عالم) اما نه مانند برخی اثر گذاران که جنبه تخریب هم گاهی دارند بلکه سروش مرد سازندگی و اصلاحات و زدودن پیرایه ها بر دین و آزادی است
آری این چنین است سروش مرد زیبا اندیشیدن است سروش مرد واقعیتگرا و حقیقت جویی است نه مرد خرافه . و سروش مردی است که کنه مسائل و اهداف خلقت بشر را درک کرده است و بدون تعصبات ساختگی و جاهلانه آنها را در می نوردد سروش متفکری است در جهان که به عالم و عالم خدمت می کند و عده ای که به زور دست راست و چپشان را می شناسند بر او خرده می گیرند و تکفیرش می کنند سروش نابغه ای از تبار اندیشمندان و متفکران عالم است که اکنون در غربت زیست می کند و به خاطر قدر ناشناسی برخی از ما در ایران . از این متفکر دینی .غربی ها سود می جویند و از کلاسهای درسش استفاده می کنند
واقعا" وقتی به یاد سروش می افتم منهای عیب و ایراداتی که ممکن است در همه ابناء بشر باشد و در ایشان نیز . بسیار غصه می خورم و افسوس تمام وجودم را می کاهد تمام سرم اشک می شود و تمام خشمم منقبض ... که چرا سروش ما اینهمه تحت ظلمات قرار دارد و جاهلان او را و ما را از نعمت وجود این عالم جهانی به بهره می کنند
یادم هست سالها قبل آقای سروش یک سخنرانی بسیار مهم در باره نقش دین ایرادکرده بود که بسیاری از متفکران جهانی در حیرت مانده بودند!! و از اندیشه این مرد بزرگ در عجب ماندند و من از متن سخنرانی او چند پاراگراف مهم یاد داشت کرده ام و در دفتر خاطراتم دارم این مطالب را گاهی مرور می کنم و به دیگران نیز توصیه می کنم تا بخوانند .خودم هر وقت آنها را مرور می کنم دنیای دیگری از باور های عمیق دینی در من پدید می آید و بسیار از اندیشه های عمیق این مرد بزرگ لذت می برم و این نسخه ها را به هر کس می دهم که بخواند یا رونوشت بر می دارد و یا آنها را برای خود فتوکپی می کند
نکته ای که باید در حاشیه یاد آوری کنم اینکه ما دین را از اشخاص نمی گیریم دین در فطرت انسانها نهفته است و خداوند قرآن را نیر بر اساس همین فطرت آفریده و فرستاده است منتها از تضارب همه آراء برخاسته از فطرت های پاک .و ائمه معصومین و علمای دینی . ما مرام ها و باور های دین واقعی را انتخاب می کنیم و صحت و سلامت آنها را می پسندیم و بر اساس آن و هدایت قرآن رو به تکامل می رویم
حق یار و خدا نگهدارش باد
اندیشه
همه چیز را باید خودش تجربه کند.
تا وقتی گردنت را خم کرده ای به تو پس گردنی می زنند
ضرب امثل ترکیه ای
تشنگان قدرت از حساسیت مردم نیز بهره می گیرند یک حساسیت هایی برای مردم و یا جامعه درست می کنند و مردم را سر آنها بازی می دهند. به بهانه آنها مردم را در رسیدن به اهداف خود، تحریک می کنند خواه این حساسیت ها اجتماعی باشد خواه سیاسی ، همه اینها اگر بر پایه اصول اولیه اسلام نباشد گمراهی است مردم فریبی است و استحمار است و عین استحمار در هدف استعمار است در چنین سیاستی باور های دینی ، علمی و سیاسی سنبل، یا بیرق هـدایت می شود، هدایت از نوع میل تشنگان قدرت.[1]
افول و صعود ارزشها نیز گاهی بر این پایه صورت می گیرد، گاهی مردم آنقدر به یک واژه حرفی یا انجام یک عمل حساس می شوند که ابزار کار قدرت قرار می گیرند مثلاًزمانی مردم به حفظ بیت المال حساس هستند، اینکه بیت المال هدر می رود یا تصرف می شود یا در آن خیانت می شود ولو این ادعا به حق نباشد مردم تحریک می شوند، مردمی که به بیت المال به چشم اینکه مال خودشان است نگاه می کنند اگر خود آگاهی نداشته باشند در مقابل ادعایی که به بیت المال خیانت شده می خروشند صحنه آفرینی میکنند و به دسیسه اشخاصی که طالب قدرت یا طالب حکومت هستند، تن می دهند و در راستای اهداف آنها به راه میافتند.
زمانی که مردم به ارزشهای اسلامی تعصب دارند با این ادعا که فلان ارزش اسلامی مورد حمله قرار گرفته مردم را به صحنه می کشند از نیات پاک مردم سود می جویند و با این حربه اهداف سیاسی را برای حاکمیت قدرت شیطانی خود دنبال می کنند، اینجا نیز عدم خود آگاهی فردی و عدم خود آگاه اجتماعی در قالب استحمار کار ساز می شود و مردم بدون محاسبه جوانب امر، ابزار دست حاکمان قدرت یا تشنگان قدرت قرار می گیرند.
در قالب شعار نیز، جامعه نا آگاه، فریب دوز و کلک حاکمان قدرت را میخورد، جامعه به یک شعار، مانند شعار آزادی، استقلال و یا ارزشهای دینی حساس می شود حاکمان قدرت از تکنیک های استحمار نوین استفاده می کند و با این شعار که آزادی نیست و یا استقلال از بین رفت یا ارزشهای دینی منکوب شد مردم را به صحنه می کشانند و اهداف خود را دنبال می کنند و اصولاً در این قبیل حرکت ها گروه گرایی مرسوم می شود گروههای ساختگی شکل می گیرد گروههای دروغین یا گروههای مزدور نیز تشکیل می شود و این گروهها با تبلیغات، نماینده جامعه معرفی می شوند و دو ابزار حاکمیت و گروه ساختگی مکمل یکدیگر برای تجاوز و خیانت به کل جامعه می گردند، و حاکمیت خود را محق جلوه می دهند.
از کتاب تشنگان قدرت و شیفتگان خدمت صفحه 58
روزنامه ها را نخوانید
دوستی می گفت : من اخیرا" به این فکر افتادم که اخبار را گوش نکنم و روزنامها را نخوانم
گفتم : این فکر تورا خیلی از افراد که اهل مطالعه هستند دارند و سالهااست که این حرف را از بسیاری افراد شنیده ام. اما به هر حال بگو شما چرا نمی خواهی اخبار را بشنوی و یا روزنامه ها را بخوانی ؟
گفت : راستش وقتی خبرها را می خوانم بسیار متأثر می شوم و تا ساعت ها در روحیه من اثر منفی می گذارد و گویی تمام وجودم زخم شده و جراحت بر داشته است برای اینکه در باره هرکدام از این اخبار نطرهایی دارم که این نظرها را به فرض اینکه بتوانم منعکس کنم ره به جایی نمی برد و لذا از هر جهت درد روی دلم باقی می ماند و همچنان افسرده و دلگیر می مانم . می دانی گفته های مسئولین در این کشور جهت ندارد .ده نفر از کنترل قیمت ها و پیشگیری از گرانی دم می زنند ده نفر دیگر از گران شدن کالاها سخن می گویند . چند ده نفر از اختلاف فکری نمایندگان مجلس شورای اسلامی با مسئولان سخن می گویند و بالاخره گفتمان ها نیز بسیار سئوال برانگیز شده و فضای سیاسی اجتماعی . آلوده افکار متفاوت گردیده است و همچنان باید از چند گانگی ها را تحمل کنیم که بعضا" خسارت های سنگینی هم بر مردم و خوانندگان و شنوندگان تحمیل می شود و نمی دانیم که به کجا می رویم و مقصد و مقصودمان چیست .
به عنوان مثال اخیرا" یک آقایی دروغ پراکنی روزنامه ها را به نجاست خواری تشبیه کرده و یکی دیگر از نمایندگان مجلس خبرنگاران زن را برای کسب خبر به عشوه گری و طنازی متهم کرده است و من مانده ام که واقعا" ما در چه جامعه و محیطی زندگی می کنیم و عشق و علاقه انسان بودن به جامعه ای عاری از هر نوع کج فکری و کج فهمی را چگونه باید پی ریزی کرد ؟؟؟؟
معادله پیچیده انتخابات نهم
(ابراهیم ناظمی)
روند انتخابات ریاست جمهوری نهم در ایران در حال حاضرکه بیش از 30 روز به ثبت نام کاندیداها مانده است به گونه ای به پیش می رود که خبر از بوجود آمدن معادله ای سخت و تقریبا" حل نشدنی می دهد به طوری که پیش بینی می شود برنده انتخابات نهم قطعا" نخواهد توانست بالاتر از 55 در صد آراء را کسب نماید .
تعدد کاندیداهای مطرح که بیشتر در بین جریان اصول گرا عرصه را بر کاندیداهای جناح اصلاح طلب تنگ می کنند در واقع بر سختی معادله حل نشدنی انتخابات نهم با کسب اکثریت آراء برای یک نفر. می افزایند و کار را برای اینکه یک نفر بتواند حداکثر آراء را مانند دو دوره هفتم و هشتم ریاست جمهوری بدست آورد دشوارتر می کند .
مطرح کردن قطعی حضور محمد باقر قالیباف فرمانده سابق نیروی انتظامی در عرصه انتخابات که با هجمه تبلیغاتی وسیعی ظهور یافته است نیز می تواند معادله حسابگرایانه " به چه کسی رای بدهم بهتر است " را با توجه به عملکرد وی در این نیرو حساستر و دشوارتر می سازد .
قابلیت های دیگر نامزدها . در عرصه انتخابات را .که از چند ماه قبل نیز روی آنها تبلیغات گسترده ای صورت گرفته است و هزینه های و اعتبارات میلیاردی برای تبلیغات آنها در نظر آمده است نیز بر معادله شک و دو دلی مردم برای انتخاب شخص برتر از میان کاندیداها می افزاید و بیم آن می رود که باز هم تبلیغات بتواند در افکار عمومی نقش تعیین کننده خود را ایفاء نماید .
حضور هاشمی رفسنجانی نیز که در موقعیت فعلی آمدن وی بیشتر محتمل می گردد گواه این است که هنوز به عقیده هاشمی جا برای آمدن اشخاص قوی تر به عرصه انتخابات وجود دارد و باید که نیروهای شایسته تری پا به میدان رقابت انتخابات ریاست جمهوری بگذارند و هاشمی منتظر آمدن افراد شایسته تر و میانه روتر به عرصه انتخابات ریاست جمهوری است .
با این حال هنوز سمت و یا جهت سرمایه گذاری های احزاب و گروه های سیاسی برای هزینه کردن های مالی بر روی کاندیدای واحد چندان مشخص نشده و جنبه قطعیت نیافته است و آنچه انجام می شود از باب غایب نبودن در عرصه انتخابات است به گونه ای که هم سران احزاب در کشور و هم مردم فهیم و ناظر بر روند انتخابات نهم ریاست جمهوری . منتظر اقدامات شفات تر در رقابت های انتخاباتی اند و طبیعی است که مردم قابلیت های کاندیداها را نیز محک می زنند .
از همین روست که اقشار مختلف جامعه نیز .این روزها با هر شخص آگاه و نیمه آگاهی مواجه می شوند از روند انتخابات ریاست جمهوری می پرسند و این کنجکاوی مردم گواه آن است که اقشار جامعه نیز روند انتخابات را زیر نظر دارند و نمی خواهند ازتحولات در میدان انتخابات ریاست جمهوری غافل باشند . روندی که امروز به شکل پیچیده ای در آمده است
چاپ شده در روزنامه خراسان 18/1/84 صفحه 4
خدایا چنان کن سر انجام کار تو خوشنود باشی و ما رستگار
دروغ گفتن از هر نوع که باشد بویژه اتهام زدن به دروغ از گناهان کبیره است و خوف آن میرود که با انتخابات ریاست جمهوری عده ای به انحاء مختلف حرف های بی اساس را برای تخریب دیگران مطرح نمایند اما ما مردم باید هوشیار باشیم که هر چیزی را زود باور نکنیم و تحت تأثیر قرار نگیریم در جامعه ما افراد سفسطه گر و فتنه جو فراوان هستند و آنهایی که حق به جانب می گیرند و دیگران را نصیحت می کنند همچنین . وحقایق را می خواهند گم کنند و یا تحریف نمایند (ببینید و بخوانید)

تشییع پیکر عالم ربانی آیت ا... عبادی امام جمعه مشهد بر دوش امت شهید پرور مشهد بی نظیر بود به طوری که کثرت جمعیت از شمار شرکت کنندگان در یک راهپیمایی بیشتر بود ( کلیک کنید)
حضرت آیت ا... مهدی عبادی امام جمعه مشهد به رحمت ایزدی پیوست
امروز اول وقت مطلع شدم که حضرت آیت ا... حاج سید مهدی عبادی امام جمعه محترم مشهد و عضو مجلس خبرگان رهبری به رحمت ایزی پیوست خبر برایم بسیار تآثر برانگیز بود چرا که او .یار صدیق انقلاب اسلامی و پدر بزرگوار دو شهید گرانقدر بود و من که بسیار پای خطبه های آن عزیز نشسته بودم او را مردی با تقوا و صریح الکلام یافتم مردی که خطبه ها و صلابت صدایش بسیار تآثیر گزار بود و دغدغه ای جز دفاع از حقوق محرومان نداشت

رحلت این عالم ربانی را به امت اسلام و مقام معظم رهبری تسلیت می گویم
سابقه خبر ::
آیتالله سیدمهدی عبادی امامجمعه مشهد چهارشنبه شب 21/11/83 طی یک سانحه رانندگی در محور فیضآباد ـ تربت حیدریه مجروح شد و در بیمارستان نهم دی تربت حیدریه تحت نظر پزشکان قرار گرفت
معاون سیاسی اجتماعی استاندار خراسان رضوی به خبرگزاری جمهوری اسلامی گفت: رانندهخودروی امام جمعه مشهد نیز مجروح شده و در همین بیمارستان تحت مداوا قرار دارد
وی علت این سانحه را انحراف به چپ خوردویی اعلام کرد که از سمت مقابل با خودروی حامل امام جمعه مشهد برخورد کرده است.
او افزود: طی این سانحه راننده و سرنشین خودور مقابل جان باختند
پزشک معالج امام جمعه مشهد در بیمارستان تریت حیدریه نیز گفت: آیتالله عبادی از ناحیه لگن، مچ دست چپ و سر دچار صدمه شده ولی وضعیت عمومی وی رضایت بخش است
دکتر قدمعلی عاطفی افزود: امام جمعه مشهد در شرایط کنونی به دلیل سابقه بیماری قلب تحت نظر است لذا در صورتی که مشکلی از این نظر نباشد تا مدتی باید استراحت کند
آیت الله عبادی عضو مجلس خبرگان در مورخه 21/11/83 به بیمارستان امام رضای مشهد اعزام شد
فرماندار تربت حیدریه گفت: بنا به تشخیص شورای پزشکان معالج، آیت الله سید مهدی عبادیبه بیمارستان امام رضا (ع) در مرکز استان خراسان رضوی اعزام شد
مهدی اخلاقی پور تصریح کرد: اعزام آیت الله عبادی به مشهد ناشی از "احساس فقدان برخیتجهیزات خاص" بود و گرنه " حال عمومی ایشان خوب بود و خبر وخیم بودن حال ایشان صحت ندارد