رسانهء م لی
رسانهء م لی کشورتا ملی شدن خیلی فاصله دارد . رسانه ملی آنگاه ملی است که واقعا" بر خواسته از یک اعتدال فکری بدون جهت گیریهای جناحی بوده و تحت فشار و تمایل هیچ قوم . گروه .حزب . و شورای جهت داری نباشد .
اینکه تلویزیون یا سیمای جمهوری اسلامی چند خبرنگار را بفرستد سطح شهر و از مردم مصاحبه بگیرد که آیا رسانه ملی در این دوره از انتخابات اعتدال را برای تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری رعایت کرد یا نه ؟ و از مردم پاسخ بگیرد که بله رعایت کرد و بی طرف بود و حرف های خلاف این عقیده را که احتمالا" برخی از شهروندان و هموطنان نیز گفته
اند پخش نکند به معنی صحه گذاشتن بر کار صدا و سیما و میانه روی آن نیست . من یکی از تخلفات جهت دار سیما را در انتخابات دور دوم ریاست جمهوری یاد آوری میکنم تا مردم بخوانند و قضاوت کنند که این رسانه ملی آیا بی طرف بود یا نه ؟
البته به نکات و موضوعاتی که می توان میانه روی نسبی سیما را در این دوره ازانتخابات تصدیق کرد فعلآ کاری نداریم که البته این رویه لازمه کار صدا و سیما است .
اما قبل از اینکه مورد را اشاره کنم یاد آوری می کنم که بارها سعی کردم انتقاد و اعتراض خودم را به رسانه م لی از طریق تلفن های ویژه 8-2013827- 021 عنوان کنم اما هر وقت این تلفن را چه در وقت پخش برنامه و چه در سایر اوقات گرفتم خط مشغول بود و موفق به انعکاس نظرم نشدم و ناچار صلاح را در این دیدم تا از طریق روزنامه آن را به اطلاع مردم و دست اندرکاران سیما برسانم .
اما نکته چیست ؟
رسانهء م لی ما که برای دور دوم تبلیغات کاندیداهای ریاست جمهوری دو برنامه تحت عنوان دیدگاههای کاندیداها . پس از اخبار ساعت 30/22 روزهای سه شنبه 31/3/84 و چهارشنبه 1/4/84 تدارک دیده بود در طول دو ساعت طرح دیدگاههای نامزد ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد که روز سه شنبه پخش شد نوشته ء ( انتخاب سوم تیر ) را تیتر و تابلو کرده بود ولی روز چهارشنبه که نوبت پخش برنامه نامزد دیگر یعنی آقای هاشمی رفسنجانی رسید نوشته تابلو را به ( انتخابات سوم تیر ) تغییر داده بود و لذا این تبلیغ غیر منصفانه و جهت دار آشکار از رسانه ملی آنهم در طول دو ساعت گفتگو با نامزد ها که مردم بسیار هم به گفتمان و عقاید نامزد های ریاست جمهوری دقت داشتند را نمی توان بی طرفانه نامید !!!؟؟؟
دوستان و همکاران رسانه ای ما در صدا و سیما باید توجه داشته باشند که این گونه جهت گیری های پیدا و پنهان هیچوقت از نظر مردم هوشیار و آگاه ما مخفی نمی ماند و بی طرفی دست اندر کاران صدا و سیما را تصدیق نمی کند
نسخه منتشره در خبرگزاری فردوس نیوز
حضور از جنس هستی
حق انتخاب – حق انتقاد
فردا (سوم تیرماه 1384) روز هجوم است , روز هجوم به پای صندوق های رأی برای انتخاب رئیس جمهور , روز انتخابی احسن تر از همیشه , روزی حساس و سرنوشت ساز تر از همیشه , فردا روز انتخاب خدمت گذاری بزرگ برای ملتی بزرگ است , روز یکی شدن و یکی ماندن , فردا روز هستی و روز زندگی است , اما زندگی با رنگ تمام بودن ها .
فردا باید انتخاب کرد از میان دو فرد یکی را , فردا روز مسابقه است , مسابقه ای با فکر بهترین گزینش , مسابقه ای که مولود آن فکر میلیون های انسان انقلابی و آزادی خواه و سر افراز است , فردا هم روز تجربه مردم سالاری دینی است , تجربه ای سخت تر و بیادماندنی تر از همیشه ,فردا می خواهیم یکی از بهترین اشرف مخلوقات را بار مسئولیتی سنگین بدهیم , فردا می خواهیم برای چهار سال آینده یک تصمیم جمعی بگیریم و یک مجری قانون انتخاب کنیم که او نمونه ای از انسان ها باشد و بتواند در سایه قانون, مجری عدالت بوده و از عدل و انصاف , حق و حقیقت و کرامت انسانی دفاع کند ,
فردا می خواهیم به مدیری رأی بدهیم که اقتدار , عطوفت , انسانیت , مدیریت , شهامت , صبوریت , عدالت , خادمیت را الگو باشد و در لباس تواضع و بی ادعایی . کارهای بزرگ انجام دهد و مشکلات و نابسامانی ها و نارسایی های نظام و انقلاب اسلامی را به سامان ببرد .
فردا را ما , از جنس دیروز نمی شناسیم , فردا روز عشق , ایثار و اراده است . فردا پشت صندوقهای رأی صف می کشیم و بار دیگر حلاوت شیرینی صف های رأی گیری سال های اول انقلاب را بار دیگر تجربه می کنیم .
فردا روز تحریم انتخابات نیست , فردا روز حضور است , حضوری در پای صندوق های سرنوشت , فردا روزی است که همهء احساس ها را , باید به یقین تبدیل کنیم , یقینی از جنس هوشیاری , تدبیر و دانایی , فردا روزی است که پای صندوق های رأی رفتن و رأی دادن به رئیس جمهور از بله یا خیر گفتن در پیمان ازدواج که یک عمر را در بر می گیرد سخت تر است .
به یقین خیلی ها تردید دارند که به چه کسی از دو نفر رای بدهند . در کلاف پیچیده سیاست تشخیص و تدبیر " زمان " می خواهد که ما نداریم و وقت تنگ است اما عقل جمع بهترین تدبیر و تصمیم است که طلبکار و بدهکاری بر جای نمی گذارد , فردا عقل جمع سرنوشت مردم و مملکت را رقم خواهد زد و جادهء " رفت " را نشان خواهد داد . فردا هرکس پای صندوق های رأی نیاید هم ظالم به خود است و هم ظالم به دیگران . چه اینکه او از جنس ما مردم نیست فردا را نمی توان بی تفاوت بود , چرا که سهم ما را از انتخاب بهترین , کسی به امانت نگه نمی دارد تا به وقت حضوری دیگر . تقدیممان کند . فردا ما باید برای گرفتن حق انتخاب به پای صندوق های رأی برویم و دین خویش را در مورد خود و دیگران ادا کنیم . اگر فردا حضور نیابیم حق ما را خواهند گرفت , واز آن پس حق اعتراض و انتقاد هم به روند امور اجرایی کشور و تصمیم های مدیریتی آن نخواهیم داشت . والسلام
حضور چشم گیر
حضورمردم در انتخابات ریاست جمهوری نهم ایران امروز همرا ه با شور و نشاط و انگیزه بسیارانتخاباتی در جریان است که چشم جهانیان را خیره کرده است .این حضور چشم گیر نشان می دهد که در ایران مردم به مسائل و تحولات سیاسی دقت دارند وروند سیاست های مسئولین را زیر نظر می گیرند. مهم این است که مسئولان باور کنند که مردم ناظر بر آنها هستند واین مردم هستند که برای بسیاری از تصمیم های کلان کشور می توانند تعیین تکلیف نمایند
پیروزی ملت شریف ایران پیشاپیش مبارک باد و مسیر دمکراسی و آزادیخواهی همواره . هموار .و پر رهرو باد
از شرکت در انتخابات غفلت نکنیم
دهها دلیل محکم وجود دارد که باید سراسیمه در انتخابات شرکت کرد و فرصت را غنیمت شمرد و رای داد و هر انگیزه ای هم که داشته باشیم باز توجیه لازم برای اینکه با قاطعیت در انتخابات شرکت کنیم وجود دارد آلان انتخابات از همه گروهها و اندیشه ها نامزد دارد و لذا این فرصت بسیار مغتنم است تا بتوانیم برگی بر تعیین سرنوشت خودمان بیفزائیم افکار بچگانه و خیالی و تفکرات سطحی و باورهای بی اساس را کنار بگذاریم و به سوی حوزه ها برای رای دادم بشتابیم و انقلاب را بیمه کنیم .
انقلابی که نهایت آن باید اعتلای واقعی کشور . مردم .فرهنگ .اخلاق . حفظ منابع انسانی و مالی و رسیدن به کمالات اجتماعی و سیاسی باشد و موجب نفی قشری گری . تعصب پذیری .خود برتربینی .و قیم مآبی گردد
به کجا چنین شتابان
انتخابات ریاست جمهوری با شتاب فراوان از سوی گروهها و نامزدهای ریاست جمهوری به پیش می رود و لحظه به لحظه هم دراوضاع انتخابات تغییر ات بوجود می آید و از پس و پیش شدن نامزدها خبر می رسد برخی گروهها از شکست می ترسند و برخی گروه ها از پیروزی به وجد می آیند ولی واقعیت این است که معلوم نیست مردم آگاه میهن اسلامی با این اوضاع و احوال چه می کنند
آیا فریب برخی از سیاست بازان را می خورند (که آنها نامزد خود را بر مردم و طبقه چهارم جامعه تحمیل نمایند ) یا نه خود در اندیشه انتخاب شخص برتر تلاش خواهند کرد به هر حال امید واریم ملت بزرگوار ایران خوب بیاندیشند و سنگر مهم ریاست جمهوری را به آدمی کارآمد تر بسپارد که از دست او کاری برای کشور .و تغییری در اوضاع . برای بهبودی و سرافرازی ملت و کشور ایران ساخته باشد
انتخابات را به « باد » نسپاریم
(انتخابات را به باد نمیسپاریم و خودمان برای آن تعیین تکلیف میکنیم و بیتفاوتی را کنار میگذاریم)
خیلیها امروز در جامعه ما به وضعیت موجود اعتراض و انتقاد دارند و فریاد نارضایتی سر میدهند و خواستار تجدیدنظر در تفکر مدیریتی جامعه بوده و خواهان تغییرات اساسی در امور کشور هستند و میخواهند برای بسیاری از امور دوباره بیندیشند و نوسازی را دوباره در پیش بگیرند، اینها روشهای اصلاحی را در نظر دارند و معتقدند باید با استفاده از نظرات علمی و تخصصی و مشورتهای اجتماعی، اهداف و آرزوهای انقلابی به سرانجام برسد.
بسیاری هم معتقدند که وضع جامعه، اقتصاد، سیاست و فرهنگ عمومی به گونهای پیش رفته است که همه چیز را دگرگون کرده و خرابیها بیشتر از آبادانیهای آن است و نارضایتیهای مردم روز به روز بیشتر میشود.
برخی نیز با انتقادهای خود به جنبه دشمنی کردن با نظام اسلامی دامن میزنند و میگویند: اصلاحات شکست خورده است و مردم نیز کاری از پیش نمیبرند و تغییرات اساسی درجامعه محقق نمیشود.
برخی نیز از همهجا ناامید شدهاند و به قوانین جاری و رفتارها و تصمیمهای مدیران و برنامهریزان کشور بدگمان شدهاند و به نوع تفکر برخی از تصمیمگیرندگان جامعه معترضند و میگویند: مسئولان مردم را فراموش کردهاند و با این که سر سفره خان نعمت انقلاب و ملت نشستهاند در عین حال ارض خود میبرند و زحمت ما (ملت) میدارند و همه هدف و سیاستهایشان این است که به مردم فشار بیاورند و تنها به فکر مقام و موقعیت خود هستند تا خدمت به جامعه و مردم و لذا نارضایتیهای عمومی را هم درنظر نمیگیرند.
با وجود این مسائل است که برخی نیز میگویند: در انتخابات شرکت نمیکنیم، هرچه میخواهد بشود بشود و این یعنی سپردن سرنوشت انتخابات ریاست جمهوری به «باد». شرکت نکردن در انتخابات همانا سپردن انتخاب به آنهایی است که بیشتر سطحی نگرند و مسائل سیاسی و پیچیدگیهای رموز سیاسی را بر نمیتابند و یا نمیدانند واگر اینها برای سرنوشت ملت تصمیم بگیرند به یقین انتخابات را به «باد» خواهیم داد و دشمنان داخلی و خارجی بر ما مسلط خواهند شد و اگر به اتفاق پای صندوقهای رأی نرویم، دیگران که توصیفشان شد به پای صندوقهای رأی خواهند رفت و برایمان انتخاب خواهند کرد.
«جرج سانتایا» فیلسوف آمریکایی میگوید: اگر مرد سبک مغزی را دیدی که منصبی عالیدارد تعجب نکنید «باد» همیشه اشیاء سبک را بالا میبرد.
و اما ما نخواهیم گذاشت که باد تکلیف ریاست جمهوری را برایمان رقم بزند در انتخابات به باد اجازه نخواهیم داد که شیئی سبکتر را بالا ببرد بلکه پرشور در انتخابات شرکت خواهیم کرد و آنرا تحریم نخواهیم کرد و هرکس را که قابلیت بیشتری داشته باشد بر کرسی ریاست جمهوری خواهیم نشاند.
البته ملت بزرگ و فهیم ایران قصد عدم شرکت در انتخابات را ندارند بلکه انتخابات را حماسهای جاویدان خواهند ساخت و به نامزدهای لایق و شایسته، کاردان و کارآزموده و شجاع و توانمند رأی خواهند داد و راه اصلاحات اصولی را به پیش خواهند برد.
· انحصار طلبی نکنیم
از انحصار طلبی و گروه گرایی دست بکشیم . اختلاف در تشخیص وزن سیاسی و اجتماعی و میزان تفکر نامزدهای ریاست جمهوری خوب است اما اینکه عده ای خود را دایه دلسوز تر از مادر در اداره کشور بدانند و گرایش های فکری متفاوت با خود را به مجموعه مدیریت کشور راه ندهند یک خطا و خیانت بزرگ است مملکت با فکر یک خانواده اداره نمی شود . اداره مملکت به دست یک گروه و یک تفکر انجام نمی شود. گروه گرایی بس است . قشری گری بس است . گروههای مختلف اجتماعی در کشور ما هیچ یک برتری نسبت به دیگری ندارند مگر اینکه صادقانه تر به مردم خدمت کنند و منافع ملی را فدای منافع شخصی و منافع گروهی ننمایند . هیچ قشری از امتیاز برتر در جامعه بر خوردار نیست همانگونه که قشر پزشک به درد جامعه می خورد قشر خدمتکار و حتی رفتگران شهرداری هم به درد مملکت می خورند و هریک در جایگاه خود باید دارای احترام باشند و در سیستم کشور هر دو از یک حق بر خوردارند هر دو شهروند ایرانی اند . هر دو در اداره کشور یک سهم دارند و هر دو را خداوند یک عمر و یک زندگی و یک دهان و دوتا چشم و یک شکم برای خوردن و دیدن داده است ما می توانیم برای اندیشه های برتر و نا کارآمدتر تفاوت قائل شویم اما برای تغذیه و خوراک و حق زندگی مجاز نیستیم در جامعه افکار قشری گری و انحصار طلبی را ترویج دهیم و اداره کشور را به یک خانواده بسپاریم و امکانات مملکت را به طور ناعادلانه بین گروهها تقسیم کنیم . یک میزبان برای میهمانان خود یک سفره می اندازد و همه را روی یک سفره پذیرایی می کند و اطعام می شوند . انتخابات ریاست جمهوری را در پیش داریم . فکر اینکه فردا فلانی به ریاست جمهوری برسد و تنها طرفدارنش را بر این مسند و آن مقام بگمارد را از سر بیرون کنید . رئیس جمهور شخص اجرا کننده اهداف و خواسته های ملت و مواد قانون اساسی است . او نوکر ملت است نه ارباب آنها . او خادم است و باید به تأمین نیازمندیهای کشور و مردم اقدام کند او نمی آید که بار خود را ببندد و فقط هم فکران خود را تغذیه کند و قشری گری به راه بیندازد او باید رئیس جمهور ملت باشد نه رئیس جمهور یک طیف خاص . که الآن خیلی از گروه ها تصور می کنند پیروزی نامزد آنها یعنی پیروزی گروه آنها .
درست است که پیروزی یک نفر در انتخابات .گرایش فکری قسمت اعظم مردم ایران را نشان می دهد و فکر فردی که پیروز می شود غالب تر و موجه تر است اما این به آن معنی نیست که فردا آن گروه حرف و اندیشه خود را برتر بخواند و افکار دیگران را نادیده بگیرد و با دید انحصار طلبی اسب تازی را در همه امور و بدون ملاحظات حقوق دیگران آغاز نماید و به قدرت غره شود و وعده هایش را فراموش کند .
"جرج واشنگتن "از دکترین های امنیت ملی آمریکا که در سال 1796 سخنرانی خداحافظی خود را ایراد کرد می گوید: همه اختلافات بشر در طول تاریخ ناشی از غره شده به قدرت است .
"آناتول فرانس " نویسنده . شاعر و ادیب فرانسوی می گوید: تا وقتی به قدرت نرسیده ای مطیع باش اما وقتی به قدرت رسیدی متواضع شو .
"علامه اقبال لاهوری " می گوید :قدرت هر ملت از جمعیت است قدرت هر جمعیت از وحدت است .
( شکایت از روزگار نکنیم )
آنجا که علم و قدرت پایان می یابد فریب آغاز می شود
"ریچارد اشتراوس " موسیقی دان و یکی از بزرگان علم و اندیشه می گوید : آنجا که علم و قدرت پایان می یابد فریب آغاز می شود .
این سخن .مصداق نوع رفتار و گفتار برخی از طالبان قدرت های سیاسی و اجتماعی در جهان است و اکنون که ما در جامعه.انتخابات ریاست جمهوری را در پیش داریم عده ای باز هم در محافل عمومی و خصوصی در صدد فریب مردم بر می آیند تا آنها را با داستان پردازی های خود به سمت اهداف سیاسی و اجتماعی خود بکشند و آنها را برای رای دادن به کاندیداهای مورد نظر خود در سنگر ریاست جمهوری آماده سازند و البته برخی افراد جامعه ما نیز .به دلیل ناآگاهی در مسائل سیاسی و اجتماعی فریب اینگونه افکار و دسیسه ها را می خورند اما گالیه می گوید : هرچه علم و تجربه بیشتر باشد درصد فریب خوردگی انسان کمتر می شود لذا است که باید سعی کنیم مغبون نشویم و تک تک افراد جامعه ما باید سعی کنند خود در موضوعات سیاسی و اجتماعی مطالعه و مکاشفه داشته باشند و با افرادی که در این موضوعات شناخت بیشتر دارند و منافع شخصی و گروهی را در نظر نمی گیرند به مشورت بپردازند و به گونه ای عمل کنند که در آینده .خود را مقصر و ناشی نخوانند و از روزگار شکایت نکنند
" آنتوان دوسنت اگزوپری " نویسنده کتاب مشهور( شازده کوچولو )می نویسد : فریب دیگران را می خوری اما بعد از روزگار شکایت می کنی ؟؟!!
سه شبکه تلویزیونی برای سه قوه
میر حسین موسوی نامزد احتمالی ریاست جمهوری نهم دو شرط اساسی از شروط خود را برای پذیرش ریاست جمهوری به این گونه اعلام کرده است که یک شبکه تلویزیونی به دولت اختصاص یابد و نیروی انتظامی کشور نیز تحت فرمان دولت و قوه مجریه قرار گیرد که شرط داشتن شبکه تلویزیونی آن توقع بی راهی نیست و بسیار هم ناچیز است ضمن آنکه برای دولت و کشور و ملت بسیار حیاتی و ضروری است و باید که دولت به عنوان قوه مجریه . حقیقتآ" از یک شبکه تلویزیونی مستقل برخوردار باشد تا بتواند فعالیت هاو اهداف و سیاست های خود را به سمع و نظر مردم برساند
من در اینجا می خواهم پیشنهاد کنم که چرا تنها قوه مجریه باید از چنین امکان و شبکه تلویزیونی اختصاصی برخوردار باشد بلکه بهتر است سه شبکه تلویزیونی برا ی سه قوه مقتنه و قضائیه و مجریه اختصاص یابد تا هریک از قوا بتوانند فعالیت ها و کارکرد های خود را به سمع و نظر مردم برسانند
در چنین صورتی است که هم عدالت رعایت خواهد شد و هم مردم ایران . قوای کشور را از سیما و فعالیت هایشان خواهد شناخت و هم قوای مذکور بیشتر و بهتر به فعالیت های مردمی و کشوری خواهند پرداخت و اینکه هیچ یک از قوای کشور کم کاری و سوء مدیریتی خود را منتسب به دیگر قوا نخواهد کرد و هم اینکه این قوا با محاسبات دقیقتری . به خدمت مردم و جامعه مبادرت خواهند کرد و هریک نیز سعی خواهد نمود که وظیفه خویش را در مقابل خواسته های ملت به احسن وجه انجام دهند و پاسخگوی ملت بزرگوار ایران باشند
) (یادداشت سیاسی)
پرداخت غرامت به مردم
سالهاست این مطلب ذهن مرا به خود مشغول داشته است که چرا دولت به انحاء مختلف از مردم غرامت میگیرد اما هیچگاه به آنان غرامت نمیپردازد و حتی هزینههای بیخردی و بیتدبیری برخی از مدیران و سیاستگذاران دستگاههای اجرایی نیز برمردم تحمیل میشود و مردم ناچار باید این هزینهها را بپردازند و قدرت مخالفت با آنها را هم نداشته باشند.
چند روز قبل روزنامهها نوشتند که از سوی یک عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی طرحی به مجلس ارائه شده است تا به منظور اعاده حیثیت از بازداشتشدگانی که پس از چندی ،بیگناهی آنان ثابت میشود غرامت پرداخت گردد.
در واقع به نظر میآید این طرح میتواند زمینه و آغازی برای شناختن حقوق ملت بزرگوار ایران در عرصههای مختلف باشد
شاید این سخن نیز مطرح شود که دولت و برنامهریزان کشور برای«سالمسازی جامعه» از متخلفان غرامت دریافت میکنند اما آنچه مشهود است در بسیاری از امور، تصمیمگیران و برنامهریزان نه تنها غرامت را به ناحق دریافت میدارند بلکه به عدم سالمسازی جامعه نیز دامن میزنند و به انحاء مختلف به جامعه و مردم خسارت وارد میکنند.
فاکتورهای بسیاری را میتوان در نظام اجتماعی، قضایی و اجرایی کشور نام برد که در آنها بار تحمل مشکلات، ضررها و خسران ها، اتلافوقتها و درگیر شدنهای بیجا و هزینه کردنهای بیمورد و تکراری تنها بر دوش مردم گذاشته میشود و کمتر کسی در پی احقاق حقوق مردم است.
اجرای بخشنامههایی که پس از چندی بیاثر میگردد و بابت آنها از مردم پول دریافت شده است، سرگردانی مردم در سیستمهای ناقص و پیچیده اداری که همهء آنها موجب وقت تلف کردن است. نواقص عمرانی شهرها و راهبندانهای بیمورد و طولانیمدت که باعث صرف هزینه از سوی شهروندان و نیز خسارت به آنان و خودروها میشود، کالاهای بیکیفیت صنعتی و مواد غذایی فاسد که وارد کشور میشود و یا در داخل به دلیل عدم نظارتهای لازم تولید و عرضه میگردد و منجر به خسارتهای مختلف و بیماریها درسطح جامعه میشود، پولهای کم و زیادی که در قالب طرحها و برنامههای سلیقهای فردی و نیز بخشنامههای ساختگی و مبهم بابت خدمات مختلف در ادارات و نیز شرکتهای خدماتی( آب، برق، گاز، مخابرات) از مردم وصول میشود و قولهایی که گاهی وزرا و مدیران اجرایی مبنی بر پرداخت خسارت به مردم میدهند و عملی نمیشود.
مشکلات متعددی که در پاسگاهها و مراکز قضایی برای مردم به وجود میآید مانند، برخوردهای قهرآمیز، خشن و تخریبکنندهء روان مردم و مسائلی که در بعضی ادارات و سازمانها به دلیل ناآشنایی برخی کارکنان با قوانین مصوب موجب سرگردانی مردم و ارباب رجوع میشود، تحمیل سلیقههای مخرب فرهنگی که با ایجاد حساسیتهای ناصحیح در جامعه منجر به نزاع و قتل میشود و تعقلگرایی و قانونمداری را از مردم میگیرد و تأخیرها در پاسخگویی به موقع به مردم در شبکههای اجرایی و... همه و همه برای این است که برخی متولیان امور، حقوق و احترام لازم را برای مردم یا شهروندان قائل نیستند و فقط به فکر پیشبرد برنامههای خود و منافع سازمانی خویش میباشند.
در صورتی که اگر مدیران و برنامهریزان کشور برای مردم و جامعه و تکتک شهروندان و مراجعهکنندگان به ادارات و سازمانها حقوق بایسته قائل باشند، بسیاری از مسائل ،خود به خود و با صرف کمترین هزینه وخسارت حل و اصلاح می شود و در جریان امور گرههای کور و حل ناشدنی به وجود نمیآید و حتی نیاز به استفاده از قوه قهریه و تعیین جرایم مختلف برای سامان دادن به امور اجتماعی نیست.
با این حال اگر چنین طرحهایی در موضوعات مختلف که برخی از آنها برشمرده شد در مجلس مطرح شده و به تصویب درآید و در مرحله اجرا نیز به طور دقیق اجرا و نظارت گردد آن وقت پنجرهای از امید به سوی عدالت باز خواهد شد و برنامهریزان کشور در همه تصمیمسازیها، حقوق مردم را مورد ملاحظه قرار خواهند داد (چاپ شده در روزنامه خراسان 15/2/83 صفحه 4)